السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

362

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

سند براى داستان‌هاى خود بوده است به نحوى كه سلسله آنها به همان دوره‌اى كه در بارهء آن دوره داستان‌سرايى كرده است برسد ، زيرا زمان جرجى زيدان نبوده كه نيازى براى سندسازى افسانه‌هاى تاريخىاش نداشته باشد . وضع و موقعيّت روايات سيف نزد من بدين گونه است كه نمىتوانم به هيچ يك از آنها اعتماد نمايم ، زيرا كسى كه اين همه دروغ از او صادر شده چه تضمينى دارد كه در ساير موارد نيز دروغ نگفته باشد ؟ پس عقل اقتضاء مىكند كه به هيچ يك از روايات سيف اعتماد نشود . من در صورتى كه داستانى را كه سيف روايت كرده به طريق و راه معتبر ديگرى بدست آورم آن را مىپذيرم و ترجيح مىدهم كه روايت سيف را كالعدم منظور نمايم . در پنجمين قسمت متذكّر شده‌ايد كه : من تحريفاتى را در تعيين سال حوادث و رويدادها به سيف نسبت داده‌ام و كلمهء تحريف ، تعمّد را در تعيين سال رويدادها مىرساند ، در حالى كه تنها سيف نبوده كه اختلاف در تعيين سال حوادث داشته است . در پاسخ مىگويم : اگر چه اشخاص و راويان ديگرى غير از سيف نيز در تعيين سال و تاريخ رويدادها با يكديگر اختلاف دارند ، لكن اين كار به آن اندازه كه نزد سيف شايع بوده و او بدان عادت داشته است نبوده ، علاوه بر آن كه ، آنچه از سيف ديده‌ايم و تحريفات و دست بردن‌ها و دگرگون سازىهايى كه او در داستان‌هاى تاريخ نموده است مشاهده كرديم ، از ديگران بدين پايه ديده نشده است . و ما بيشتر به آن قسمت از تحريفات‌اش نظر داشته‌ايم كه تنها او تعمّهءپداً انجام داده و هيچ يك از راويان ديگر با او در گفته‌اش موافقت نكرده‌اند ، يعنى خلاف همهء راويان ديگر تعيين كرده است . و امّا اين قسمت كه گفته‌ايد برخى از اختلافات زمانى ، خود جهتى دارد كه مربوط به سوء نيّت و غرض ورزى نيست . در پاسخ گويم : انسان خوش‌بين ، خيلى كه كار كند فقط مىتواند در موارد خاصّى ، برخى از تحريفات او را توجيه كند ، لكن در لابلاى تحريفات او مواردى پيدا مىشود كه هر اندازه هم كه حسن نيّت داشته باشيم ، باز بجز بر سوء نيّت و غرض ورزى نمىشود حمل كرد . براى نمونه به اين مورد توجّه كنيد كه طبرى در نقل رويدادهاى سال 12 ه - . از